الوان بدست آيد و چون معدن آن از يكجاست از لون آن تماشائيان را حيرت افزايد .
ديگر گويند بر قلهء كوه دماوند معدن كبريت احمر است كه شبها از آنجا آتش نمايان و در روز دخان ظاهر و حرارت آن معدن بدرجهاى مىباشد كه اگر آلات از آهن در آن اندازند در دم آب شود از اينجهت دست مردم از آن كوتاهست .
اما در بعضى نسخهها چنين مرقومست كه حكماء يونان ادويهها در آلات آهن طلا نموده از معدن كبريت احمر بيرون آورند .
ايضا در كوه دامغان غاريست در تمام تابستان نسيم سرد از آن برمىآيد و بر شكاف كوه منجمد مىشود بر مثال عمود چنان كه اگر خواهند هزار من يخ از آنجا بيرون آرند در زمستان بخار گرم از آن شكاف بيرون مىآيد كه اگر ديگ بر سر آن نهند فى الحال پخته شود .
حرف راء و زاء
جبل رامل در خاك تركستان واقعست بر كوه پرشكوه و بر قله و كمر آن و پستى و بلندى آن قطعهاى نقره خورد و بزرگ باهم آميخته ريخته است اگر ساكنان آنجا از قطعهاى خورد برگيرند به جهت ايشان منافع بسيار دارد و اگر كسى قطعهء بلند بردارد تمام مالش نقصان پذيرد و در آنملك و با پديد آيد عالمى بدهليز عدم شتابند و چون قطعهاى را برده همانجا گذارند از آن بلاى مبرم رهائى يابند و اگر غريبى قطعهء بزرگ بردارد بلا و نقصان به او عايد نشود .
در عجائب المخلوقات
آمده كه در كوه زابلستان شكافيست بزرگ و راهيست در آنجا كه