در عجائب المخلوقات مسطور است
كه در ساوه كوهيست رفيع الشأن و در آنكوه غاريست بر شكل ايوان و در آنخانه نقوش و تصاوير بسيار است و تماشايش باعث عبرت اولوا الابصار حوضيست در آنمكان و بر بالاى حوض چهار سنگ بر صورت سينهزنان پيوسته آب از آن ميچكد و در آن حوض جمع مىشود عجب آنكه از كثرت ايستادن ديگر گون نميشود و هر مريض از آن بخورد از مرض برهايد مردم ساوه به اين امر قايلند .
ايضا در كوه سبلان چشمهايست بيمانند كه از كثرت برودت هميشه يخ مىبندد و بر گردش چشمهسار بسياريست كه پيوسته آب گرم از آنها جاريست .
ايضا جبل سكران در زمين اندلس واقعست و از باقى كوههاى آن سرزمين رافع صاحب تحفة الغرائب آورده كه اين كوه در بلاد ايمنست و بر سرش منارهايست از سنگ و بر آن مناره طرفه رنگ ملاحظه مىشود و هر سال سه شب معهود بر آن مناره چراغى ظاهر مىشود و بعد از آن سه روز بجاى چراغ طاوس نمايان مىشود و كس بر آن مناره نتواند بالا رفت و حالت آن را نتواند گفت احدى از ساكنان آن بلده بر حالت مناره و چراغ و طاوس اطلاع ندارد .
در تاريخ هفت اقليم آمده
كه در تمام شبستان كوهيست و مارى كه از بهشت درآمده بر آن افتاده گويند تا حال در آنجا مىباشد و دو جناح به دو لون اوراست يكى سبز و يكى سرخ بلندى آن يكفرسخست و يكطرف آن را ريگ روان