تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
گرفته بر آنكوه مزارهاى متبركه بسيار است . هر شب جمعه مردم به زيارت روند و بر سر كوه رفته زاير مكانهاى متبرك شوند و در حين مراجعت خود را به روى ريگ رها كرده ميل به پائين نمايند و در آنوقت آواز نقاره و نفير و كوس و گوركه شنوند چنان معلوم مىشود كه گويا هزار گوركه بنوازش درآورده‌اند چون بپاى كوه رسيدند هر ريگ كه پائين آمده باشد باز به بالا رود و ابواب حيرت و تعجب بر روى تماشائيان گشايد . ايضا كوهيست در ناحيهء سمرقند بلند و دود دايم بر سرش نمايان و طرفه‌تر آنكه آن دود منجمد مىشود گويند هر دودى بسته شود نشادر مىشود از اينجهت آن را جبل نشادر خوانند . ايضا در نزديك تبت كوهيست پرالم كه آن را جبل اسم ميخوانند هركه بر آن برآيد به مرض ضيق النفس گرفتار شود .

حرف شين منقوط

در اشارات شيخ ازرى منقولست كه جبليست در حد شفا به خراسان صفابخش ديده و دلها صور غريبه از سنگهايش نمايان و اشكال مختلفه از هر لوحش عيان ديگر قريهء شميح نام در حدود يمن و دريا آنجا كوهيست رفيع و شكاف تنگ در آن كوه مىباشد كه مردم ذوق درآمدن آن دارند و گروه گروه بتماشا ميروند و طرفه‌تر آنكه هركه ولد الزنا باشد از آن سوراخ نتواند بدر آمد . ديگر در شيراز كوهيست الله اكبر نام كه از كوههاى ديگر زيبنده‌تر و خوشنماتر است و هركس بسر آنكوه برود بى خود اللّه اكبر بر زبانش جارى شود .