ديگر در كوه بيستون چشمهايست و در آنچشمه صفه ساختهاند و در آخر آن كوه چشمه و صفهء ديگر ساختهاند و صفه را بنقش و نگار آراستهاند و آنصفه را صفهء شبديز خوانند و بنياد آن از خسرو پرويز است .
صورت خسرو و شيرين و رستم و اسفنديار با اشكال غريبه در آنجا به صد زيبائى جلوهنما و تحرك پيرا چنانچه مو و تار ابريشم چنگ و نخ و موزه نمايانست و حيرتبخش ديدهء تماشائيان .
ايضا كوه پرحين در ولايت قزوين واقعست و در آن كوه غاريست رسا و شكافيست در آن بىمنتها بعد از درآمدن به آن شكاف ميدان وسيعى به نظر مىآيد و گذشت آن شكاف از آنجاست چون از آنجا بگذرد به جوى آبى عميق رسد هيچ روشنى در آن نباشد الا بچراغ كسى در آنجا رود .
ايضا در كوه باميان معدنيست و درون معدن چشمهء از آن چشمه چنان آب برمىجوشد كه آوازش تا دور ميرسد و بعد از چند قدم اجزاى آب منجمد مىشود و در آن گوگرد است .
ايضا هم در آنجا كوهيست نمايان و سه بت شگرف در آن نقش كردهاند يكى صورت مرديست طول قامت هشتاد ذرع دوم صورت زنى است بلندى آن 50 ذرع سوم تمثال خوردساليست پانزده ذرع و باعث آن بر كسى معلوم نيست .
در عجايب المخلوقات
آوردهاند كه در جزيره پرطائيل كه واقعست بر كنار بحر محيط المشهور به بحر هند بر گرد آن كوهساريست كه هنگام شب از آنجا آواز طبل و نفير و كوس به گوش ميرسد و قرنفل در آن جزيره بهم ميرسد تجار