رباعى
ايخالق مور و مار و زاغ و بلبل * نابود شدند دوستانت بالكل
يك مشت سگ بهانه ساختهء * از توست تو ميكنى چه ما نابه مغل
وجه تسميه بلغار چنين آوردهاند
كه در ابتدا نام شهر بلغار بن غار بود چون در نزديك ظلمات بود سلطان اسكندر رومى آن را اساس فرمود رفتهرفته بمرور ايام نون را بلام مبدل ساخته در ميان مردم به بلغار اشتهار يافت .
در فرهنگ وجه تسميه بهرام را چنين چهرهگشا گردانيدهاند
در ابتدا بگور چنين اشتهار يافت كه بهرام پادشاه ايران زمين بود به دو وجه آن را بهرام گور گفتهاند وجه اول اينكه روزى به شكار رفته بود و شيرى گوره خرى را صيد كرده بود بهرام تيرى زد كه از پشت شير برآمده گور را به زمين دوخت رويش از غايت نشاط برفروخت از آن روز او را بهرام گور و شير زور نامند گويند در عهد او از رى تا اصفهان آباد بود خراج هفت ساله برعايا عنايت نمود ششهزار مطرب جمع ساخته خاقان چين را كه نهصد هزار سوار با خود داشت با سيصد سوار زنده بگرفت و عهد او در دور زهره بود و ثور صاحب طالع .
در همان نسخه مينويسد
خسرو پرويز سواى گنج بادآورد و گنج شايگان گنج ديگرى هم