در عجايب المخلوقات آمده
وجه تسميهء جميدى الاولى و جميدى الاخره را بدينگونه رنگين ساختهاند چون در وقتى بود كه آب يخ بسته منجمد ميشد بنابر آن جمادى مشهور شد .
صاحب عجايب المخلوقات آورده است
كه جبل طور هارون از مشاهير جبالست نزديك بيت المقدس و وجه تسميهاش آنست كه چون حضرت موسى عليه السّلام از قتل عبد العجل فارغ شد بعزم مناجات بسوى آنكوه شتافت هارون برادرش گفت مرا همراه ببر به دو مرد رسيدند كه گور ميكندند پرسيد كه از براى كيست گفتند از براى اين موسى گفت اى هارون داخل شو ببين باندازهء تو هست هارون داخل شد و فى الفور قبر فراهم آمد و آن دو مرد غايب شدند از آن روز آنكوه را طور هارون نامند .
حضرت نظامى آورده
وجه تسميهء اسكندر به ذو القرنين چونكه مشرق و مغرب عالم را مسخر خود ساخت گيسوهاى دراز داشت كه حلقه مينمود و دو گوش دراز خود را از نظر مردم غايب داشت مگر دلاك كه بر حقيقت مطلع بود تا دلاك بمرد اسكندر غلام ديگرى بر خود محرم ساخت و سفارش كرد كه راز را با كس نگوئى بعد از مدتى رنگ غلام زرد و زار شد تا اينكه بسر چاه رفته از دلتنگى آواز برآورد كه اسكندر دو شاخ دارد قضا را نى از آن چاه برآمده نغمهپرداز اين سرود گشت طفلى از آنراه ميگذشت نى را برداشت و به شهر برد آواز از نى برميآمد كه سلطان دو شاخ دارد تا اينكه عالم مطلع شدند .