تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
رسيد و پستى و بلندى جهانرا ديد بدينجهت بذو القرنين ملقب شد و اين ذو القرنين پيش از ذو القرنين رومى بود و سد يأجوج و مأجوج را از او دانند

در روضة الصفا آورده‌اند

كه باعث شومى بوم را چنين نوشته‌اند كه چون پسر كيومرث مسلمان شده در غارى عبادتخانه مقرر كرد چون پدرش از دورى پسر دل‌تنگشد در كوه دماوند نزد پسر رفت چون نزديك به او شد جغدى چندين مرتبه بانگ موحش بركشيد كيومرث از آواز آنمرغ متألم گشته گفت اگر خبر تو متضمن خير و نيكى است اميدوارم كه مقبول طبايع شوى و اگر برعكس باشد مردود باشى چون بصومعه رسيد پسر خود را كشته ديد از آن روز مردم جغد را بوم و آوازش را شوم شمردند .

مصنف روضة الصفا وجه تسميهء ام البلاد بلخ را چنين و بدين جور كشيده

چون كيومرث از جنگ ديوان فراغ يافته برادرش از غرب براى ملاقات آمد كيومرث بر جاى بلندى نشسته بود چون برادر را از دور ديد پرسيد كه اين كيست پسر گفت بل اخ از اينجهت ببلخ اشتهار يافت

در تاريخ هفت اقليم مسطور است

كه ظهور زنگيان از زنج بن كوش بن كنعان بن حام است و اين جماعت را سباع الانس خوانند با وجوديكه طلا از ولايت ايشان است حلى و حلل خود را از آهن سازند چون دشمنى را فتح نمايند گوشت آنها را بخورند هيچوقت غمگين نباشند فرح آنجماعت را حكما از ظهور كوكب سهيل يافته‌اند .
نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى ) — صفحة 249 | احمد اديب پيشاورى