كه آفتاب سر زند هالهء برنگ قوس قزح بهمرسيد و امتدادش تا هفت ساعت ميكشيد و اين مقدمه باعث تعجب مردم آنجا شد .
مصنف تاريخ هفت اقليم از طبقات محمود شاهى نقل آورده است
كه در سنهء چهارصد و چهل و چهار قمرى در خوزستان زلزله واقعشد كه خلق كثير در آنشدت تلف گشت و در عين شدت كوه منفرج شد و از ميان آن تريانى ظاهر شد كه از خشت پخته و گچ ساختهاند و در آن كوه پنهان كردهاند .
در روضة الصفا منقولست
كه در سنهء دويست و چهل در عهد خلافت جعفر بن معتصم بن رشيد كه او را متوكل على الله ميگفتند زلزله در دامغان واقعشد كه نصف عمارات آنجا خراب شده و ثلث بسطام منهدم گرديد و در رى و جرجان و اصفهان و نيشابور همين حادثه واقعشد در دهى از دهات قومش زلزله آغاز نمود و از شدت آن مردم آنجا بيرون آمدند و عمارات تمام خرابشد و در زمين فرو رفت در ولايت يمن قلعهء بر جبلى بود در عين شدت زلزله از آنجا جدا شده در زمين ديگر افتاد و سيزده قريه از قراى آنجا در زمين فرو رفت و چهل و دو كس از ساكنان آنجا جان بسلامت بردند
در مآثر عالمگيرى مرقوم و مندرجست
كه از وقايع صوبهء كشمير بعرض عاكفان بزم حضرت عالمگير