تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
ايضا قوميست به صورت زنان كه هميشه عريان ميباشند و موى دراز دارند و سر بفحل فرو نمىآرند در ميان ايشان آدم را دخل نباشد از هوا آبستن شود و مثال خود بزايد آواز ايشان بسيار دلكشست و وحوش و طيور براى استماع آن جمع شوند . ايضا صنفى است كه بدن و رويشان مانند آدميست و دنبالشان دراز است مأكول و مشروبشان بر مثال آدميان ميباشند و در راه معيشت با يكديگر ميگويند و ميشنوند . ايضا گروهيست كه سرشان بمثابهء آدمى باشد و تن مانند مار آنها را مارسار ميگويند .

در تاريخ هفت اقليم مرقومست

كه نسناس جانوريست غريب الخلقه مانند نصف بدن آدمى كه يكپا و يكچشم و يكدست دارد و دو دست ديگر در سينه دارد و بتازى حرف ميزنند و آنها را مردم صيد كرده ميخورند . در همان نسخه نقلست كه مردى ميگفت من در جزيرة العرب رسيدم و با سالارى از آنديار آشنا گشتم و به او گفتم كه من در مدت عمر خود نسناس نديده‌ام چگونه مىباشد فى الحال بغلامى اشاره كرد غلام رفته تا نماز ديگر برگشته نسناس آورد و چون نسناس مرا ديد گفت به خدا مرا فرياد برس بغلام گفتم او را بگذار غلام گفت به حرف او فريفته مشو من قبول نكرده او را رها ساختم و چون باد از آنجا بدر رفته و باز پس ننگريد .