تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
اگر آن را بر بدن مالند از ارخاى ايمن ماند مار از بوى آن بگريزد و عقارب در حضور برنخيزد ايضا فقاح گياهيست معروف و بخاصيت عجيب موصوف روز به آب فرو رود و شب بيرون آيد ايضا اگر نيلوفر را در سايه خشكانند و در آتش بگذارند نسوزد و بلكه آتش نيفروزد ايضا گياهيست در هند مشهور بملكنهان بيخش مشابهت بمذكر و مؤنث دارد اگر مذكر پس از فراغ حيض با شير گاويكه بچهء نرينه دارد بخورد و جماع نمايد زن پسر زايد و اگر زن بخورد دختر زايد مكرر بتجربه رسيده

مصنف روضة الطاهرين آورده

در هنگاميكه جهان پهلوان گرشاسب بجزيرهء شيرسران رسيد و سعدانشاه پادشاه آنفرقه را مطيع خود ساخت سعدانشاه جهان پهلوانرا در بيشه‌اى آورد كه تمام آن پر از گلهاى غريب و سبزه‌هاى عجيب بود بوته‌اى بجهان پهلوان نمود كه هرگاه دست به آن ميزدند با زمين برابر ميشد و چون دست ميكشيدند در باليدن مىآمد ديگر گياهى مشاهده افتاد كه رنگش چون برف در كمال سفيدى بود گلش از گل آتش سرخ تر مينمود در روز چون دود ميبود و در شب بسان چراغ روشنى ميداد ديگر گياهى آورد كه زر و سيم را چون سنگ مقناطيس كه آهن را جذب نمايد به خود در كشيد گلى ديگر به نظر درآمد از بوئيدن آن خنده آورد و سبزهء ديگر آورد كه بمشام هركس ميرسيد گريه ميآورد