تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
آنكه هرگاه از آنها كسى بميرد زنده‌ها در ماتم او فرياد نمايند و او را در خاك نمايند . ايضا از عيون مشهور چشمه‌ايست در محال نيشابور به زبان عوام آن‌را سبز گويند و هرچه خاشاك در آن چشمه اندازند صاف باشد دورش يكفرسنگ متجاوز است و اگر قريب صد خروار خاشاك درون چشمه اندازند آب متغير نشود . ايضا چشمه‌ايست در حدود مغرب مشهور به رنج و تعب هركه در آن آب درآيد گرفتار تب شود در روايتست از جامع عجائب الدنيا كه غسل‌كننده آنچشمه مطلقا خلاصى نيافته به مرض مرگ گرفتار شود . ايضا گويند در ارمنيه آبيست سفيدتر از شير و هركه جامه در آن اندازد در حال سياه شود .

در تحفة الغرايب آورده‌اند

كه در عدنان چشمه‌ايست بو العجب و آبش از غرايب بسيار دارد اگر كسى آن آب را در كوزه نمايد بمجردى وارد كوزه شود مثال خون شود و چون از كوزه خالى نمايند به حال اول بازآيد . ايضا در باميان چشمه‌ايست كه هركه از آن بخورد روده‌اش تاب خورده بميرد و اگر كسى در آن آب افتد جانوران او را در آب كشند بعد از ساعتى استخوانهاى او از آب بالا آيد و كسى بر حال آن چشمه آگاهى نيافته . ايضا چشمه‌ايست در نهايت مصفائى در موصل و چون حاكم آنجا بر رعيت ظلم و تعدى نمايد رعايا حاكم را در سرچشمه مهمانى ساخته از آب آن چشمه در شربتش ريزند چون حاكم بخورد در حال قدم بوادى