و ناپيدا شد ، آن شخص چون بيرون آمد و گفت : عيسى اينجا نيست حقتعالى او را به صورت عيسى گردانيده بود ، گفتند عيسى توئى او را بگرفتند و بر دار كردند و هو قوله تعالى
« وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ »
و عيسى هرگز به دنيا مشغول نشد تا حدى كه جمعى به او گفتند از براى تو خانه بنياد كنيم ، عيسى گفت شايد أما آنجا كه من تعيين كنم جهة من خانه سازيد ايشان گفتند چنين كنيم ، عيسى ايشان را به جائى كه راهگذر سيل بود برد و گفت : اينجا بنا كنيد ايشان گفتند اين راه گذر سيل است و خانه را اينجا بقا نباشد ، عيسى فرمود دنيا يكسره بر راه گذر سيل است و هيچ عاقل بر راه گذر سيل عمارت نكند
و عيسى مدت سى سال در زمين بود و از آن جمله سه سال و سه ماه و سه روز خلق را دعوت كرد بعد از آن ايزد تعالى او را به آسمان برد ، و نقل چنين است كه او هنوز زنده است و در وقت ظهور صاحب الزمان از آسمان به زير آيد و دجال را بكشد و بعد از عيسى در نبوت فتور پديد آمد و زمان جاهليت پيدا شد تا قريب پانصد سال و بقولى پانصد و شصت سال و بقولى چهار صد و بيست سال
و بعد از آن دبدبهء ظهور خاتم النّبيين صلّى اللّه عليه و إله و سلّم در اقطار آسمان و زمين افتاد و كوس دولت سيّد المرسلين بامر رب العالمين بنواختند ، و ذكر معجزات و شرح علامات نبوت خير البشر و بيان اخلاق و سير او با آنكه علماى شريعت و امناى دين و ملت در تقرير و تحرير آن سعيهاى بليغ نمودهاند بانفراد از آن باب مطولات بنوشتهاند ، از حصر و ضبط آن بعجز و تقصير معترف بودند و حينئذ در اين مقام بتقرير آن قيام نمودن هر آينه متعذر باشد أما كلمه چند به حكم : ما لا يدرك كله لا يترك كله ايراد كرده شود انشاء اللّه تعالى
نقل است كه چون آمنه خاتون برسول صلّى اللّه عليه و إله باردار شد در خواب ديد كه مرغى در گريبان او رفت و از دامنش بيرون آمد و بالاى كعبه بايستاد و هر دو بال بگشود چنان كه بمشرق و مغرب رسيد ، آمنه از هيبت آنحالت بيدار شد ، و عبد اللّه گفت من نيز امشب در خواب ديدم كه نورى از پيشانى من جدا شد و ميان مسجد الحرام