تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
خسرو در كرم بغايت بود و شيرين در بخل بىنهايت ، چه نقل ميكنند كه خسرو ماهى تازه دوست ميداشت مگر روزى خسرو و شيرين با هم نشسته بودند مردى از عرب ماهى تازه پيش ايشان ميآورد خسرو او را چهار هزار درم عطا داد شيرين گفت اينمعنى اسرافست نه كرم ، چون در مقابل ماهى عطاى تو چهار هزار درم باشد اگر در مقابله چيزى نفيس همين مقدار بود بر بيكفايتي تو حمل كنند ، و اگر بيشتر باشد خزينه زود تهى شود ، خسرو گفت اكنون چه تدبير . شيرين مبالغه كرد كه او را طلب كن و ازو بپرس كه ماهى نر است يا ماده اگر گويد نر است بگو من ماده دوست دارم ، و اگر گويد ماده بگو من ماهى نر دوست ميدارم ، خسرو او را طلب كرد و گفت : سمكتك ذكر او انثى ، عرب بغايت داهى زيرك بود گفت : سمكتى خنثى ، هر دو آلت دارد ، خسرو آنسخن خوش آمد و بفرمود تا چهار هزار درهم ديگر به دو دادند ، چون درمها برداشت تا بيرون رود ؛ يك درم ازو بيفتاد و در برابر خسرو او دوتا شد و آندرم برداشت ، شيرين گفت بنگر چه مردك خسيس است كه آن يك درهم به ديگرى ارزانى نداشت . خسرو بار ديگر او را طلب داشت گفت با چندين هزار درم كه به تو دادم يك درم به ديگرى روا نداشتى ، عرب گفت پادشاه را بقا باد بر آندرم صورت پادشاه بود ترسيدم كه اگر همان جا بگذارم كسى به نادانى پاى برو نهد ، خسرو را باز سخن او بغايت خوش آمد و چهار هزار درم ديگر فرمود ، و گفت هر كه بسخن زن كار كند جز ندامت و خسارت نبيند ، اينحكايت را زن او از پس پرده بشنيد و برنجيد و از تسلطى كه برو داشت ديگر تمكين نداد كه تعهد اينضعيف كند .

باب چهارم [ در ايراد بعضى از آنچه در محاورات به كار دارند ]

در ايراد بعضى از آنچه در محاورات به كار دارند از آثار و آيات و حكم و أمثال و ابيات در معرفت قال اللّه تعالى :
( وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ )
و قال :
( وَ فِي الْأَرْضِ آياتٌ لِلْمُوقِنِينَ وَ فِي أَنْفُسِكُمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَ )
و قال النبي صلّى اللّه عليه و إله أعرفكم باللّه أعرفكم بنفسه ،
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 152 | أبو الحسن الشعراني / شمس الدين محمد بن محمود آملي