تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
همزه و كسره را زياده كردند و فتحه ضاد نقصان 12 - بزيادت حركت با زيادت حرف و نقصان او هم‌چو اشكو از شكوى كه همزه با ضمه كاف زياده كردند و يا را نقصان كردند 14 - بنقصان حرف با زياده حركت و نقصان همچو صل از وصول كه واو نقصان كردند و كسره صاد را زياده و ضمه او نقصان كردند 14 - بنقصان حركت با زياده حرف و نقصان او همچو كال از كلال كه حركت لام نقصان كردند و الفى پيش از لام در افزودند و الفى بعد از او نقصان كردند 15 - بزيادت حرف و حركت و نقصان هر دو همچو ارم از رمى كه همزه زياده كردند و يا نقصان و حركت ميم زياده كردند و حركت را نقصان . و آنچه از دو حركت يا دو حرف زياده نقصان كرده باشند و دو حرف يا دو حركت زياده در افزودند هم با اقسام مذكور عايد شود . و علما خلاف كردند در آنكه در مشتق صدق شرطست يا نه ، يعنى هر جا كه مشتق صادق بود بايد كه معنى مشتق منه صادق بود يا نه ، اكثر علماء بر آنند كه شرطست و الا وجود كل بدون جزو لازم آيد ، چه مشتق منه جزو مشتقست و ابو على جبائى و ابو هاشم پسر او گفتند شرط نيست چه مذهب ايشان آنست كه بارى تعالى قادر و عالم است بذات خود نه بقدرت و علم ، كه اگر عالميت و قادريت او بعلم معلل كرده باشند لازم آيد كه واجب معلل به غير بود و اين محال است و جواب از اين دليل آنست كه عالميت و قادريت واجب بالغيرند نه بالذات و حينئذ چرا نشايد كه معلل به غير باشد « 1 » . و همچنين خلاف كرده‌اند در آنكه بقاء معنى مشتق منه شرط است در اطلاق اسم مشتق بحقيقت يا نه ؟ بيشتر بر آنند كه شرط است مطلقا و اختيار امام فخر الدين رازى اين است و بعضى گفتند شرط نيست مطلقا و اختيار شيخ ابو على سينا اين است
هامش
( 1 ) اين دليل در مذهب ما باطل است چون صفات واجب الوجود عين ذات او است و علم و قدرت از صفات ذات است .
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 56 | أبو الحسن الشعراني / شمس الدين محمد بن محمود آملي