با فعل همچو اجزا است ، با مركب ، و شك نيست در آنكه جزء اصل مركب است و مذهب كوفيان آنكه اصل و مشتق منه فعلست چه مصدر را در اعلال و عمل قياس بر فعل ميكنند و مقيس عليه اصل باشد و نيز بعض افعال را همچو ( دع و ذر و ليس ) مصدر نيامده است و اگر مصدر اصل بودى اين معنى جائز نبودى . و اين وجوه زياده قوتى ندارد و ابن اثير در مثل الساير آورده است كه مشتق منه لازم نيست كه معين باشد بلكه آن در بعض صور معين باشد همچو در سلم و سالم و سليم و سلمى كه از سلامتاند و در بعضى معين نباشد همچو ضر كه آن ضد نفع است و ضر كه آن هزال و سوء الحال است و ضرار كه ضيقست و ضرار كه شدت است و ضرير كه نابيناى مادر زاد است و ضره كه آن زن شوهر است چه اينها هر چند از ضاد و را خارج نيستند اما معلوم نيست كه مبدإ اينها كدام است .
و تغيير در اشتقاق صغير - پانزده نوعند : 1 - تغيير بزيادت حركت فقط هم چو نصر از نصر كه فتحه صاد را زياده كردند و بس . 2 - بزيادت حرف فقط هم چو كاذب از كذب كه الف زياد كردهاند و بس 3 - بزيادت حرف و حركت هم چو ناصر از نصر كه الف و كسر صاد زياد كردهاند 4 - بنقصان حركت فقط همچو ضرب از ضرب بمذهب كوفيان كه حركت را نقصان كردهاند و بس 5 - بنقصان حرف فقط هم چو ذهب از ذهاب كه الف نقصان كردهاند و بس 6 - بنقصان هر دو همچو غلا از غليان 7 - بزيادت حركت و نقصان او هم چو حذر از حذر كسره ذال را زياده كردهاند و فتحه نقصان 8 - بزياده حرف و نقصان او همچو مسلمات كه الف و تا از براى جمع زياده كردند و تا كه در مفرد بود نقصان كردند 9 - بزيادت حرف و نقصان حركت هم چو عاد از عدد كه الف زياده كردند و حركت دال نقصان كردند 10 - بزيادت حركت و نقصان حرف همچو خذ از اخذ كه ضمه را زياده كردند و همزه را نقصان 11 - بزيادت حرف با زياده حركت و نقصان حركت همچو اضرب از ضرب كه
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 55
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٥٥