فصل پنجم در بيان ادغام و اظهار حروف
بدان كه چون دو حرف متماثل در مخرج جمع شوند اگر اول ساكن باشد و هر دو متماثل قراء متفقاند اندر آن كه چون متماثل باشند ادغام بايد كرد خواه در يك كلمه باشند و خواه در دو كلمه هم چو اينما تكونوا يدرككم الموت و لا يغتب بعضكم بعضا و لا يسرف في القتل و مانند آن الا در ماليه هلك كه اهل اداء در آن خلاف كردهاند .
و اگر متقارب باشند متفقاند در ادغام ذال اذ در ظا هم چو إذ ظلموا و ادغام دال در تا هم چو قد تبيّن و ادغام تا تأنيث در دال و طاء هم چو :
أتقلت دّعو اللّه و قالت طائفة و ادغام لام قل و هل و بل . در رآء هم چو :
قل ربّي و مانند آن و ادغام نون ساكنه و تنوين در لام و را بىغنه هم چو :
من لّدنه و من رّبهم و قولا ليّنا و غفور رحيم و مانند آن .
و در ادغام هر دو در يا با غنه پيش خلف و بي غنه پيش ديگران هم چو :
من يّقل يومئذ يّصّدّعون و مانند آن .
و پيش جميع قرأ آنست كه اگر نون ساكنه با يا يا واو در يك كلمه جمع شود هم چو بنيان و دنيا و قنوان و صنوان اظهار بايد كرد تا گمان نيفتد كه آن كلمه مضاعف است .
و همچنين اگر با حروف حلق جمع شود خواه در يك كلمه و خواه در دو كلمه اظهار بايد كرد هم چو :
من هاد و جرف هار و من حين و انحر و نار حامية و حقيق عليّ و المنخنقة و من علق و يومئذ خاشعة و من غفور و عفوّ غفور .