را مقابله و تصحيح كرده جايزه دهند و باجازت حاكم ديوان مفاصاه بنويسند و اگر عامل را دعوى باشد بگويد تا آن را به دو حرف بنويسند : هر آنچه بمصالح ديوان و ملك تعلق داشته و برات و مكتوب آن ضايع شده يا بخرجى نازك از رفع ضررى از ولايت رفته يا بمهمى نازك متعلق بپادشاه يا خواتين معتبر و ديگران كه اهمال آن موجب ضرر و بازخواست باشد و در اصل آن را برات و مكتوبات نبوده ، جدا بنويسند و هر آنچه بمصلحت و معامله عامل تعلق دارد از ظلامه و نظر تخفيف و خراجات و زيادتى مرسوم عمله و سواقط حيوانات و امثال آن ، آن را جدا بنويسند و سر بالاى هر يكى از اين دو نوع بكشند و همچنان مفصل بحضور عامل به حاكم عرض كنند و هرچه از قسم اول مقرّر و مجرى گردد و پروانه از اخراجات حاصلشود و آن را بر متن خرج حساب كنند هر چيزى در باب خويش و زيادت عامل بكشند .
و هر چه از قسم دوم باشد ( الوجوه بدعوى العامل و حكم باجرائه بموجب الخط الشريف او به حكم الحاكم ) بكشند و اين تفصيل را بتمامى در آنجا بنويسند و زيادت بر كشند و اگر خرج كمتر آيد لا شك در آنحساب باقى باشد مدّ الباقى به اندازه و وضع من ذلك يا خرج ذلك بكشند و حينئذ اگر عامل را دعوى نباشد خود حكم واضح است و اگر او را دعوى باشد بر وجهى كه گفته شد اضافت كنند و گاه باشد كه محاسب خواهد كه صورت باقى بر كشيده بر قرار بگذارد و آنچه از قسم اول مجرى گردد شايد كه در تقرير نويسند و هرچه از قسم دوم مجرى شود مالا كلام در تقرير باقى بايد نوشت خواه ( من ذلك ) نويسند و خواه تقرير و مد هر يكى از اين دو بايد كه كمتر از مد الباقى باشد .
و اگر چيزى از قسم اول يا دوم موقوف شود در ( تقريره ) باقى نويسند و اگر خرج بيشتر باشد از جمع لا شك عامل زيادت داده باشد در حساب الزياده به مقدار مد مصرفه يا مصرف ذلك نويسند .
و بعضى لفظ الفاضل نويسند و اگر دعوى باشد هر چه از قسم اول باشد در
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 322
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٣٢٢