ضرب سوم محذوف و حذف آنست كه سبب خفيف آن را از آخر ركن اسقاط كنند پس مفاعى بماند نقل كنند با فعولن چنان كه :
اقيموا بنى النّعمان عنّا رؤسكم * و الّا تقيموا صاغرين الرّؤسا
و اخفش ضرب ديگر زياده كرده است مقيد و تقييد آنست كه حروف روى را ساكن كنند پس مفاعيلن مفاعيل شود چنان كه :
احنظل لو حاميتم و صبرتم * لاثنيت خيرا صادقا و لارضان
ثياب بنى عوف طهارى تقيّه * و اوجههم ببض المسافر غرّان
و مديد در اصل فاعلاتن فاعلن است چهار بار ، ليكن عرب او را مجز و استعمال كردهاند ، و مجزو آنست كه دو ركن عروض و ضرب انداخته باشند ، و آن را سه عروضست و شش ضرب .
عروض اول - سالم و او را يك ضربست مانند آن چنان كه :
يا لبكر اين اين الفرار * ليس لى بعد كليب قرار
عروض دوم - محذوف بر وزن فاعلن است او را سه ضربست اول مانند عروض چنان كه :
اعلموا انّى لكم حافظ * شاهدا ما كنت او غايبا
دويم - مقصور و قصر آنست كه حرف دويم را از سبب خفيف اسقاط كنند و اول را ساكن پس فاعلاتن فاعلات شود نقل كنند با فاعلان چنان كه :
لا يغرّنّ امراء عيشه * كلّ عيش صاير للزوال
سوم ابتر و ابتر آنست كه سبب خفيف را از آخر اسقاط كنند و آخر وتد مجموع را نيز بيندازند و وسط را ساكن كنند پس فاعلاتن فاعل شود نقل كنند با فعلن چنان كه :
انّما الذّلفاء ياقوتة * اخرجت من كيس دهقان