تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
اشدد حيازيمك للموت فانّ الموت لاقيكا * و لا تجزع من الموت و ان حلّ بواديكا
اشدد در اين بيت زياده است و تا هفت حروف روا داشته‌اند و همچنين در قصيده كه عروض فاعلن باشد مثلا و ضرب فاعلاتن يا به عكس روا داشته‌اند كه عروض را در بيت اول همچو ضرب گردانند و آن را مصرع خوانند و اينمعنى پيش فارسيان روا نباشد . بحور عرب بقول خليل پانزده است : طويل مديد بسيط وافر كامل هزج رجز رمل سريع منسرح خفيف مضارع مقتضب مجتث و متقارب و اخفش بحرى ذكر زياده كرده و آن را متدارك نام نهاده‌اند و آن مجموع در پنج دايره جمع‌اند : سه اول كه بر وزن فعيلند در دايره مختلفه ، و دو ديگر كه بر وزن فاعلند در دايره مؤتلفه و سه ديگر كه بر وزن فعلند در دايره مجتلبه و سريع و خفيف و مضارع و مقتضب و مجتث در دايره مشتبهه و متقارب و متدارك در دايره متفقه و مراد ايشان بدايره خطى است كه محيط شود بر سطحى و بر آنجا علامت حرف متحرك و ساكن نوشته باشد به ترتيب تا از آنجا فك بعضى بحور از بعض ديگر كنند و چون در ذكر دايره و فك بحور زياده فايده نبود از آنجا اعراض نمود جهت تمثيل دايره مختلفه ايراد كرده شد تا بقيه را بر آن قياس كنند . و بحور پارسيان و آنچهء مستعمل و مشهور است ده‌اند : هزج رجز رمل سريع منسرح خفيف مضارع مجتث متقارب قريب .
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 133 | أبو الحسن الشعراني / شمس الدين محمد بن محمود آملي