مد بود و اينسه حرف را در شعر بجاى دو حرف به كار دارند يكى ساكن و ديگرى متحرك چنان كه گويند راستگو بر وزن فاعلن است سين را متحرك گيرند و تا زا معدوم و گاه باشد كه سين را متحرك گيرند و تا را نيز همچنين و گويند راست گو بر وزن مفتعلن است ، و در پارسى حركتى هست كه بضمه و كسره و فتحه نسبت نتوان كرد و آنحركت را حركت مجهول و مختلس خوانند چنان كه حركت را در لفظ پارسى و حركت سين در دوستى ، اينجمله كه ذكر رفت رعايت بايد كرد تا تقطيع ميسر شود و تا بحور معلوم نگردد تقطيع نشايد كرد چه تقطيع اين بيت :
به بازار گر كس فرو شد خرد * همان كس كه دارد خرد او خرد
چنين بايد كرد : ببازا فعولن ر گر كس فعولن فرو شد فعولن خرد فعو همانكس فعولن كه دارد فعولن خرد او فعولن خرد فعو و بر اينوجه نيز توان كرد : ببازار مفاعيل كركس فرو مستعفلن شد خرد فاعلن مثلا و ليكن تقطيع دويم اعتبارى ندارد و از بحور خارج است .
و اركان اصلى كه در اشعار اعتبار كنند هشتند در لفظ و ده در حكم : دو خماسى فعولن و فاعلن و شش سباعى مفاعيلن فاعلاتن فاع لاتن متفاعلن مستفعلن مستفع لن مفاعلتن مفعولاتن و هر چه غير از اينهاست كه از پنج كمتر باشد يا از هفت بيشتر كه مجموع آن بسى و شش ميرسد اصلى نيست بلكه بواسطه زحاف زياده و نقصان كردند . و اركان اصلى كه در شعر پارسى اعتبار كنند پنجند در لفظ و هفتند در حكم : فعولن مفاعيلن فاعلاتن مستفعلن مستفع لن مفعولات و مراد به زحاف تغييراتيستكه در شعر روا داشته و در اثناى بحور ذكر كرده شود انشاء اللّه تعالى .
و گاه باشد كه در اول بيت جهت معنى چيزى زياده كنند و او را حزم خوانند و در تقطيع داخل نباشد چنان كه از امير المؤمنين على عليه السّلام نقل مىكند كه فرمود : ( بيت )