تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
عروض اول - مقطوف و قطف آنست كه سبب خفيف را اسقاط كنند و ما قبلش را ساكن پس مفاعلتن مفاعل شود نقل كنند با فعولن و او را يكضربست مانند او چنان كه :
لنا غنم نسوّقها غرار * كانّ قرون جلّتها العصى
عروض دوم - مجزو سالم و او را دو ضربست اول مانند او چنان كه :
لقد علمت ربيعة انّ * حبلك واهن خلق
دويم مجزو معضوب و عضب آنست كه حرف دومى را از فاصله صغرى چون در آخر ركن افتد ساكن كنند پس مفاعيلن شود چنان كه :
عجبت لمعشر عدلوا * بمعتمر ابا عمرو
و كامل متفاعلن شش بار است و او را سه عروض است و نه ضرب . عروض اول سالم و او را سه ضربست اول مانند او چنان كه :
و اذا صحوت فما اقصّر عن ندى * و كما علمت شمايلى و تكرّمى
دويم مقطوع بر وزن فعلاتن چنان كه :
و اذا دعونك عمّهنّ فانّه * نسب يزيدك عندهنّ خبالا
سيم - احذ مضمر وحد آنست كه و تد مجموع را در آخر ركن اسقاط كنند و اضمار آنكه حركت حرف دويم را از سبب ثقيل بيندازند پس متفاعلن متفا شود نقل كنند با فعلن چنان كه :
لمن الدّيار برامتين فعاقل * درست و غيّر ايها القطر
و بعضى او را ضرب ديگر ثابت كرده‌اند ، احذ غير مضمر چنان كه :
فسل الدّيار اذا مررت بربعها * مطرت معالم ربعها الدّيم
عروض دوم - احذ و او را دو ضربست اول مانند او چنان كه :
دمن عفت و محا معارفها * هطل احبس و بارح ترب
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 137 | أبو الحسن الشعراني / شمس الدين محمد بن محمود آملي