تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
عبارتست از سه حرف كه از آن جمله دو متحرك باشد ، و چون حركت اول ضروريست ، متحرك ديگر اگر ثانى بود آن را وتد مجموع خوانند چنان كه علن و اگر ثالث بود وتد مفروق خوانند همچو لات . و فاصله عبارتست از لفظى كه از سبب ثقيل و خفيف يا از سبب ثقيل و وتد مجموع حاصل شده باشد و اول را فاصله صغرى خوانند همچون فعلن و دوم را كبرى همچو فعلتن و ركن اول را از مصراع اول صدر خوانند و آخر را عروض ، و ركن اول را از مصراع دوم ابتدا خوانند و آخر را ضرب يا عجز و ركن هاى باقيرا حشو . در تقطيع اعتبار بد آن حروف كنند كه ملفوظ شود همچو الف در آب و هذا نه بدانچه مكتوب گردد همچو واو در تو و دو و مطلق حركت را اعتبار كنند چنان كه گويند لى لى و لا لا و لؤ لؤ بر وزن فعلن اند ، و هر چه مشدد باشد او را در تقطيع دو حرف حساب كنند . اول ساكن و دويم متحرك . و تشديد در پارسى در دو موضع جايز دارند : يكى آنكه در اصل كلمه بوده باشد چنانچه در غرنده و پران و غير آن و ديگر آنكه ميان دو كلمه افتد همچو در حروف اول از معطوف چنان كه بيت : ( من و گرز و ميدان و افراسياب ) يا از مضاف چنان كه . ( ز شعر مّن دل مّن تازه گردد ) يا در كلمه اول حرفى باشد كه در لفظ نيايد همچو واو تو و دو و هاى سه و نه و چه و لاله و پرده و امثال آن و در غير اين مواضع تشديد قبيح بود ، و هر چند تشديد در شعر فارسى كمتر شعر بهتر ، زيرا كه در لغت فرس الفاظ مدغمه قليل الوقوعند و در تازى دو حرف ساكن جمع نشود الا در چهار موضع چنان كه در تصريف بيانكرده شد ، اما در فارسى دو حرف ساكن بسيار اتفاق افتد همچون مرد و پير و كور و در تقطيع هر دو بجاى يكحرف ساكن باشد ، سه حرف ساكن نيز جمع شوند همچو دوست و راست و بيست و ناچار حرف اول از امثال اينكلمات حروف