خوانند چنان كه از و اصل بن عطا الغزال نقل كنند كه آن هرگز تلفظ به راء نكردى روزى به او گفتند بگو اطرح رمحك و اركب فرسك او گفت الق قناتك و اعل جوادك . امير المؤمنين عليه السّلام خطبه غرا انشاء فرموده است و از الف مجرد كرده بر اين وجه كه حمدت من عظمت منته و سبغت نعمته و سبقت رحمته و حريرى در مقامات خطبه آورده است و مجموع حروف منقوطه را حذف كرده بر اين وجه الحمد لله الممدوح الاسماء المحمود الالاء
و از نظم پارسى :
سروى كه بر مهش ز شب تيره چنبر است * لولوش زير لعل و گلشن زير عنبر است
كه در اينجا الف نيست ، هفدهم - ترقيط و اين عبارت است از آنكه كلماتى بيارند كه يك حرف از آن منقوط باشد و يكى عاطل و آن كلماترا رقطا خوانند چنان كه حريرى گفته
مخلف متلف اغرّ فريد * نابه فاضل زكى انوف
و از پارسى :
غمزه شوخ آن صنم خسته به هزل جان من
هيجدهم - تخييف و آن عبارت است از آنكه كلماتى بياورند كه حروف يك كلمه جمله منقوط باشد و حروف ديگرى جمله عاطل و آن كلمات را خيفاء خوانند و اصلش از خيف است و خيف آنست كه يك چشم سياه بود و يكچشم كبود چنان كه حريرى گفته الكرم ثبت الله جيش سعودك يزين
و از پارسى :
زين عالم شد او ببخشش مال * تيغ او زينت ممالك شد
نوزدهم - تصحيف و آن عبارت است از آنكه در نظم يا در نثر الفاظى استعمال كنند كه چون آن صورت الفاظ را نگاهدارند و نقطه يا حركات را بگردانند ثنا و آفرين هجا و نفرين شود و مصحف بر دو قسم است يكى مضطرب و آن چنان بود كه حروف او در هم پيوسته باشد و بجهد و فكرت مقاطع و مفاصل