( در بيان اصول دين )
اصول خَمسَه بدين نحو ميكنم بنياد * توحيد و عدل و نَبّوَت امامتست و مَعاد
( در اركان اسلام )
گرت پرسد كسى روزى ز اركان مسلمانى * بگو پنج است يا رب دار بر ما جُمله ارزانى
شَهادت گفتن از صِدق و نماز پنج وقت از دل * زَكاة و روزه آنگه حَجّ بَيت اللّه چو بتوانى
( در اركان الصّلوة )
چارده رُكن است در هر رَكعتى لابد ترا * نيّت و تَكبير آنگه دان قرآئت پس قيام
اعتدال است و رُكوع است و سُجودَين و جُلوس * پس قُعود است و تَشّهد چون صَلوة است و سلام