ز نغمه زنگله در پردهء رَهاوى زن * چه بُوسَليك حُسَينى صفت برآر آواز
مشو بزرگ ز راه نياز كوچك باش * ز روى عشق به عشّاق و با نوا پرداز
« در حَواسّ خَمسَه ظاهره و باطنه »
مَجموع حواس ظاهر ايمَفخر ناس * سَمع و بَصر است و شَمّ و ذَوق است و مَساس
پس مُشتركه مُخَيَّله فِكرت و وَهم * با حافظه دان تو پنج باطن ز حواس
« حروف مخصوص عربى و فارسى »
هشت حرف است آنكه اندر فارسى نايد همى * تا نياموزى نباشى اندر اين معنى مُعاف
بشنو اكنون تا كدامست آنحروف و يادگير * ثا و حا و صاد و ضاد و طا و ظا و عين و قاف
چار ديگر خاص باشد در زبان فارسى * برشمارم بر تو يك يك پا و چيم و ژا و گاف
( مربوط به صفحهء « 69 » در حروف مخصوصه بعرب