( نسبت كواكب سبعه بايّام سبعه )
روز يكشنبه است نسبت خور * روز دوشنبه است روز قمر
روز سهشنبه آن بِهرام است * آنكه مِريّخ مر و را نام است
چارشنبه گرفت كوكب تير * روز پنجشنبه آنِ سَعدِ كبير
روز آدينه زُهره را بزُحَل * داده شنبه خداى عَزَّ وَ جَل
( كواكب سبعه بليالى سبعه )
شب يكشنبه كان تير آمد * زين قِبَل فرّخيش سير آمد
شب دوشنبه آنِ برجيس است * اندرين قولها چه تَلبيس است
شب سهشنبه آنِ زُهرهشناس * چارشنبه شب زُحَل بقياس
شب پنجشنبه آن بنام خور است * شب آدينه خود شب قمر است
پس شب شنبه آن كز ايام * نجم مِريّخ را كه بست مدام
( در كيفيّت بروج از ثبوت و انقلاب و ذو جسدين )
بر فلك برج مُنقَلب چار است * اندرين باب حُكم بسيار است
حَمَل است منقلب دگر سَرَطان * باز مِيزان و جَدى نيك بدان