« در لفّ و نشر مرتّب »
لَفّ و نشر مرتّب آن را دان * كه دو لفظ آورند و دو معنى
لفظ اوِّل بمعنى اوِّل * لفظ ثانى بمعنى ثانى
« لفّ و نشر مشوّش »
لَفّ و نَشر مُشَوّش آن را دان * كه دو لفظ آورند و دو معنى
لَفظ ثانى بمعنى اوِّل * لَفظ اوِّل بمعنى ثانى
« در بيان حساب جمل »
يكان يكان شمر ابجَد حروف تا حُطّى * چنان كه از كَلَمن عَشر عَشر تا سَعَفَص
پس آنگه از قَرَشَت تا ضَظِع شمر صد صد * دل از حساب جُمَل كن تمام مُستَخلص
« در بيان نغمات دوازدهگانه »
ز راه راست چه آهنگ ميكنى به حجاز * ز اصفهان گذرى جانب عِراق انداز