ثابت آمد به وصف چار دگر * عَقرب وَ ثور و دَلو و شير شمر
قَوس و جَوزا و خوشه و ماهى * وصف ايشان اگر ز من خواهى
گويم اين علم هست بر من عين * كه برو اين چهار ذو جسدين
( چيزهائى كه بر محرم حرام است )
مَخيط و بوى خوش و سرمه روغن است و قَسَم * شكار برَّ و اشاره دروغ و فُحش بهم
گواه عَقد و نِكاح و جِماع و استمناء * سِواك و موى ستردن برون نمودن دَم
حَنا و كندن دندان قلم ظُفر و سِلاح * نهفتن سروپا مرد و زينت از خاتم
نِقاب و زينت زن چتر مرد و كشتن قُمل * نظر در آينه قَطعِ درخت و نَبتِ حرم
( در ارقام شهور )
بغُرّه هست الِف در اول ماه * باخر كاف و طا يا لام دلخواه
الِف است اوِّل مه از تقويم * ب دوم روز دان سوم را جيم
همچنان تا كه مه رسد به تمام * آخرش كاف و طا بود يا لام