ايضا
همسنگ دو ده زاج است همسنگ هر دو مازو * همسنگ هر سه صَمغ است آنگاه زور بازو
* * *
ايضا
ايكه در علم خَط شدى استاد * من مِدادى ترا بياموزم
زاج تُركّى و مازوى اخضَر * دودهء بزر بى غَش و بىنم
صَمغ بَرّ الحِجاز ماءُ الوَرد * مُشك خالص نَبات مِصرى هم
وَ سمَهء مرو در عُصارِه بگير * اندكى زَعفَران كُنَش مُنضَم
وَرَق زرّ و نُقرَه داخل كن * بچهل روز سَحق كن مُحكَم
وزن هريك بتَجرِبَت حاصل * مىشود بيگمان نه بيش و نه كم
چون مِحَكّ ماليش نمايد زرد * نيست مِثلَش بعرصهء عالَم
* * *
در اقسام ماها
جملهء ما آت در يك بيت منظوم آمده * بشنو اى خواجه نِظامِ المُلك مولانا حَسَن