در عيبهاى اسب
در آب خُسب و حَرون تنگران و تا بُخزن * سِكَندرى خور و شَبكور كاهِل و بدراه
كُلوس كج دُم و چُل شورپا و آدمگير * يَسار و عَقرَب و چپ سُم سفيد و گام سياه
* * *
در سنهاى حيوانات
اسامّى سِنّ بَقَر در تَقارُب * چو خوانى بگردى تو در عِلم فارغ
فَعُولُن فَعولُن فَعولُن فَعولُن * بِگو بعد ازين وزن اى مرد بالِغ
تَبيع و جَذَع سِنّ گاو است آنگه * ثَنّىِ وَ رباعى سَديس است صالِغ
* * *
در سنّ شتر
ايا لاله رخسار موزون شَمايِل * كه پيوسته چشمت ز مردم برد دل
فَعُولُن فَعُولُن فَعُولُن فَعُولُن * تَقارُب شد اين بحر اى ماه مَنزِل
مَخاض و لَبون است حِقَّه جَذَع پس * ثَنِىّ و رَباعِى سَديس است و بازِل
پسش مُخلِف و بَعد سه ساله نيز * شود عَود از قُوّه و حِمل عاطِل