شَرط و تَفسير و تَعجّب مُدَّت و نَفى و خَبرَ * مَصدَر و جَحد و صِلَه تَفخيم و استفهامِ مَن
* * *
فى اسباب منع الصرّف
عِلَّت مانع ز صَرف اندر لُغَت نُه بيش نيست * يادگير اى بو الفَضايِل در عمل اين فايده
عَدل و تَعريفست و عُجمَه وَصف و تَركيبست و وَزن * جَمع و تأنيث و الف در پيش نون زايده
اوزان عدل را تو تمامى بشش شمر * مَفْعَل فُعَل مِثالهُما مَثلَث و عُمرَ
فَعل است مثل امس فُعالست چون ثُلاث * مِثل فَعال دان و قَطام و فَعَل سَحَر
* * *
در بيان اسماء منصرفه و غير منصرفه
هرچه اسماء مَلَك آمد و اسماء نَبى * جملكى نامُنصَرِف باشد مگر شش نام و بس
چون شُعَيب و هُود و لُوط از انبياء مُحتَرم * صالح و نوحُ و مُحَمّد ختم شان اى بو الهَوَس