مِرفَد و صَحن و رَفد و عَسف قَدَح * طُرفَه زيبا قَبيح نازيبا
مَهلًا آهسته باش واهاً خوش * قَلَّما اندكا و بَخّ نيكا
* * *
فى بحر المجتث المثمّن المقصور
زهى بپاى تو خوبان نهاده روى نياز * قد چو سرو تو عُشّاق راست عُمرِ دراز
مَفاعِلُن فَعَلاتُن مَفاعِلُن فَعَلات * بگوى مُجتَث و خوشخوان تو در مَقام حِجاز
رَجا اميد و كِرانست سَوغ و حِلّ و جَواز * روايى ، نَصَفَت عَدل و صَوت و جَرْس آواز
حَضيِض و غائِر و غَور است و هَجل و وَهدَه نشيب * يَفاع و رَبوَه و تَلّست و نَجد و هَضبَه فراز
طَعام خوردنى و فُجْل ترب و مِلح نمك * ارُز برنج و مَرَق شوربا قَلولى قاز