تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الجليس ومنية الأديب الأنيس — صفحة 650

مساهمون:

ص٦٥٠
آنچه باشد با سليمان در زمان * ميتوانم بردنش تا آسمان آنچه أو ميكفت از تعريف خود * بادد ركوش سليمان زود برد حكم بر احضارشان فرمود زود * رفت بيكي هر دو را حاضر نمود كرد از كنجشك نر حضرت سؤال * كر تو قوت داري اي نيكو خصال قوت منقار بنما يك نظر * تخت ما را يك وجب بالا ببر آن زمان عصفور تسليمات كرد * هيبتش در دل فتاد ولرزه كرد كفت اي نور خدا بشنو ز من * ما جرى ما بيننا از مرد وزن مرد بايد خود تماييها كند * بيش زن تا أو وفا بيدا كند بيش زن تعريف خود را كرده‌ايم * ليك قوت از كجا آورده‌ايم باز چون عصفور عذرش را نمود * نيز بيغمبر تبسم را نمود باز عصفور مادة آن دم هم بايست * كفت اين جور وجفا از بهر چيست با تو كو يا عشق أو صادق بود * بيوفائى از تو كي لائق بود آن زمان عصفور عرض حال كرد * كه ايى سخنها مشنو از كنجشك مرد زانكه با كنجشك ديكر عشق داشت * زين سبب از وصل ما قسمت نداشت بر سليمان اين سخن كردي اثر * جونكه از عصفور بشنيد اين خبر تا جهل أيام در عزلت نشست * غير حق بر روي عالم در ببست كفت يا رب اي كريم كردكار * حب دنيا از دلم بيرون برار دور كن از من غم طول امل * صادقم در حب خود كن از أزل در سرشتم عشق صادق كن كرم * تا شوم در بيش فضلت محترم هر كه دارد در محبت را شريك * أو نباشد در خلائق مرد نيك هركر از اسرار حق نبود خبر * نفع كي أو را بود غير از ضرر اي برادر عزت اندر عزلت است * كوشه‌كيري سالكانرا عزت است دست أزين دنياي بي عقبى بشوي * بي تأمل كر تو هستي نيك خوي
نزهة الجليس ومنية الأديب الأنيس — صفحة 650 | سيد عباس بن علي بن نور الدين الحسيني الموسوي المكي / سيد محمد مهدي الخرسان