تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
« » ، و بى « رابطه » ، سوزانندهء ريشه هاى فضيلت و اخلاق ، پايمالساز حرمت و كرامت انسانها ، و سستكنندهء بنيان دينى و اعتقادى جامعه ، بويژه جوانان كماطَّلاع از تعاليم اسلامى ، و مظلومان قضايى . خاستگاه اين مشكل بزرگ و زيانبار و پليد ، در هر جامعه ، فساد دستگاه هاى قضايى است . بنا بر اين ، اهميّت « عدالت قضايى » براى تحقّق عدالت در جامعه ، به هيچ روى ، كمتر از اهميّت « عدالت اقتصادى » نيست ، بلكه اين بخش از عدالت ، در روند ايجاد عدالت اقتصادى و معيشتى ، و ساختن جامعهء اسلامى ، و اجراى « قسط قرآنى » ، اهميّتى بنيادين و حياتى دارد . اگر « عدالت قضايى » وجود نداشته باشد ، و جامعه از يك دستگاه قضايى سالم برخوردار نباشد ، سرمايه داران و متكاثران و خودمحوران و دنياداران در همه جا نفوذ مىكنند ، و به « حق ناحق كردن » مىپردازند ، و كسانى را كه بايد بخرند - به اشكال گوناگون و گاه با نامهايى ظاهر الصّلاح - مىخرند ، و ريشهء « حقّ » و « قسط » و « عدل » و « احسان » را از بن مىسوزانند ، و حقوق حقداران مختلف را ( در فرصتهايى كه مىتوانند در اختيار داشته باشند ، و با روابطى كه مىتوانند - حتى با مقامات - برقرار كنند ) ، پايمال مىكنند ، و جريان امور را همواره به سود خويش شكل مىدهند ، و اعتقادات مردم را به اسلام و قدرت قضايى اسلام - اسلام مظلوم - در معرض تزلزل در مىآورند ، و دين خدا را ، در راه مال و منال و جاه و مقام خويش ، به سوى انزوا مىرانند . . . آرى ، بدون نظام اقتصادى سالم ( در بازار . . . و انواع معاملات داخلى و خارجى ، و روابط مالى و اقتصادى ، در جريانهاى سازندگى و جز آنها ) ، و بدون نظام قضايى سالم ( مقامات قضايى . . . و انواع حكمها و رسيدگيها ، و حلّ و فصل مراجعات و مرافعات مردم ) ، اميدى به نزديك شدن به آستانهء يك « جامعهء قرآنى » ( جامعهء قائم بالقسط ) ، و يك « نظام قرآنى » ( نظام عامل بالعدل ) وجود ندارد ، تا چه رسد به ادّعاهايى بيشتر و بالاتر . . . اميد است كه جوانان ( جوانان كماطلاع از متون اسلامى و احكام