اين سخن ، دليل بر آن است كه چون كار در اين زندگى براى آدمى از جهات متعدد امرى ضرورى است ( كه امام « ع » در بخشهايى ديگر از حديثى كه نقل كرديم از آنها ياد كرده است ) ، براى همين خداوند چگونگى آفرينش و ساختمان مكانيكى جهان را به صورتى قرار داده است كه انسان ناگزير براى جبران و تأمين كمبودها و نيازمنديهاى خود بايد به كار بپردازد ، و به همين منظور خداوند متعال آنچه را كه انسان در اين باره به آن نياز داشته به او داده است ، و آن دو عامل است :
( 1 ) - فكر ( كه در جملهء «
فإنّه ذو حيلة
( 1 ) چاره گرى مىداند » ، به آن اشاره شده است ) ، ( 2 ) - دست ( كه در تعبير «
و كفّ مهيّأة للعمل
( 2 ) دست آماده براى كار » ، از آن ياد شده است ) .
و به اين موضوع در آنچه پيش از اين گذشت نيز اشاره كرديم . و به همين حقيقت است كه قرآن كريم اشاره مىكند : « * ( لَقَدْ خَلَقْنَا الإِنْسانَ فِي كَبَدٍ ) * « 1 » ، ( 3 ) ما آدمى را در رنج آفريديم ( و نيازمند به كار و تلاش قرار داديم ) ،
2 - لذّت زندگى در كار :
در اينجا حكمت بزرگ ديگرى ، در كار و وجوب تكوينى و تشريعى آن وجود دارد ، كه امام صادق « ع » با اين سخن به آن اشاره فرموده است : «
و لو كفي النّاس كلّ ما يحتاجون إليه ، لما تهنّئوا بالعيش و لا وجدوا له لذّة « 2 »
( 4 ) اگر مردمان هر چه را مىخواستند حاضر و آماده در اختيار داشتند ، زندگى براى آنان گوارا نمىشد ، و لذّتى از آن نمىبردند » .
بدين گونه مىنگريم كه كار فايده هاى بسيارى دارد و احاديث به آنها اشاره كردهاند ؛ ما نيز توجّه خوانندگان را به برخى از آنها جلب كرديم .
چيزى كه هست اين است كه حكمت بزرگ يعنى لذّت بردن از زندگى
هامش
« 1 » . « سورهء بلد » ( 90 ) : 4 .
« 2 » . « بحار » 3 / 86 ، نيز حديث شمارهء « 5 » ، بند « أ » ، فصل پيش ( ص 425 - 427 ) .