است ؛ ( 1 ) پس اگر آن را رها كند و به ويرانى بكشاند ، و يكى از مسلمانان به آبادانى و احياى آن بپردازد ، او ( دوّمى ) به داشتن آن زمين سزاوارتر از كسى است كه آن را رها كرده است ؛ پس بايد حقوق مالى آن را به امام از اهل بيت من بدهد ، و آنچه از آن بخورد ( و بهره برد ) مال خود او است . . . » . ، اين حديث « صحيح » است با راويانى معتبر :
أ - محمّد بن يحيى عطَّار ؛ ب - احمد بن محمّد بن عيسى ، ج - حسن بن محبوب ، د - هشام بن سالم ، ه - و ابو خالد كابلى .
و كسانى از فقيهان - مانند شيخ الطَّائفهء طوسى - كه فتوا دادهاند كه زمين در خور تملَّك شخصى ( ملكيّت بردار ) نيست ، بلكه اشخاصى با وجود شرايطى ، اولويّت در تصرّف پيدا مىكنند ، به اين حديث و امثال آن استناد كردهاند . سخن در اين باره خواهد آمد .
5 الإمام الصّادق « ع » -
معاوية بن وهب قال : سمعت أبا عبد الله « ع » يقول : أيّما رجل أتى خربة بائرة فاستخرجها و كرى أنهارها و عمرها ، فإنّ عليه فيها الصّدقة - و إن كانت أرضا لرجل قبله ، فغاب عنها و تركها فأخربها ثمّ جاء بعد يطلبها - فإنّ الأرض لله و لمن عمرها . « 1 »
( 2 ) امام صادق « ع » - معاوية بن وهب مىگويد : از ابو عبد الله ( امام صادق ) « ع » شنيدم كه مىفرمود : « هر كس به زمين خراب و بايرى برسد و آن را آباد كند
هامش
« 1 » . « كافى » 5 / 279 .