آرى ، بر علما و فقهاى عامل و آگاه واجب است كه ( به فرمودهء امام علىّ بن ابى طالب « ع » ) ، « 1 » ستمديدگان را تحمّل نكنند ، و چنان نباشد كه كوران و گنگان و زمينگيران ( و ديگر رنجديدگان و محرومان ) ، در شهرها و روستاها به حال خود رها باشند و مهربانيى نبينند ، و ايشان ( به فرمودهء امام حسين « ع » ) ، « 2 » به احترام دين خدا - در ميان مردم - در معرض اكرام قرار گيرند . بلكه بايد عالمان دين ، با همهء قدرت و توانايى و امكانات ، براى برپايى عدالت و گستردن آن در زندگى توانا و ناتوان بكوشند ، زيرا كه ( به فرمودهء امام موساى كاظم « ع » ) ، « 3 » مردمان ، در صورتى كه عدل در ميان ايشان جريان داشته باشد ، بىنياز خواهند گشت .
و هنگامى كه مردمان بىنياز باشند ، هر يك از ايشان حقوق شرعى خود را ادا خواهد كرد . و همين براى ادارهء امر دين كافى است ( در صورتى كه اين اداره كردن به صورتى سالم و همراه با ميانه روى و مورد رضاى خدا و رسول « ص » باشد ) ، و اين گونه اموال حلال و طيّب است ، و تأثيرى نيك دارد ؛ و با وجود آن ، ديگر نيازى به آن اموال باقى نمىماند كه از راههاى نادرست و از حلال و حرام انباشته شده است ، يا از راه غصب اموال ديگران يا تعدّى به مردمان فراهم گشته است ، چنان كه تعاليم دينى بر آن دلالت دارد ، زيرا كه بنا بر اين تعاليم ، از حلال ، مال بسيار فراوان - بلكه مال فراوان - به دست نمىآيد . « 4 » و ستون حق جز به آن بر سر پا نمىماند كه عالمان دين به روشى حركت و عمل و زندگى كنند كه پيامبران « ع » و سپس اوصياى ايشان « ع » چنين مىكردند ؛ آنان از متكاثران طلب مال نمىكردند ، و اگر چنين مالى به نزد ايشان مىرسيد نمىپذيرفتند . در خبر است كه شيعيان
هامش
« 1 » . « نهج البلاغه » / 52 ؛ « عبده » 1 / 32 .
« 2 » . « تحف العقول » / 172 .
« 3 » . « اصول كافى » 1 / 542 .
« 4 » . فصل 3 ، از اين باب ، بند « يا » ( جلد سوّم / 229 به بعد ) .