تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
( 1 ) بگو ( اى محمّد ) : به شما يك اندرز مىدهم : براى خدا ، دوتايى و ( اگر نشد ) يكتنه قيام كنيد ( و به كار خدايى بپردازيد ) ، سپس در اين باره بينديشيد كه همسخن ( پيامبر ) شما گرفتار جنون نيست ، او تنها انذارگرى است كه شما را - پيشاپيش - از عذابى سخت بيم مىدهد ، بگو : من براى اين كار اگر از شما مزدى خواسته‌ام آن مزد از آن خود شما ، مزد من تنها بر عهدهء خدا است ، و او بر هر چيز گواه است ، بگو : پروردگار من حق را فرا مىافكند ( آشكار مىسازد ) و دانندهء غيبهاست ، . ، اين آيات - در زمينهء بحث ما - دلالت بر مسائلى مهم دارد ؛ بهتر آن است كه اندكى به توضيح آنها بپردازيم : أ - قيام براى خداى متعال ، به منظور ايجاد نهضتهاى دگرگونساز ، بايد با مدد خواستن از خدا صورت پذيرد ، بىآنكه انقلابى اميدش به يارى اين و آن باشد . پس بر كسانى كه آهنگ قيام براى خدا دارند و در كنار مصلح الهى قرار مىگيرند ، لازم است كه دوتا دوتا و حتى يكتنه به پا خيزند ، چه كسانى به يارى آنان بشتابند يا نه ؛ چنان كه امام علىّ بن ابى طالب « ع » مىفرمايد : « أيّها النّاس ! لا تستوحشوا في طريق الهدى لقلَّة أهله « 1 » ( 2 ) اى مردم ! در پيمودن راه حق ، از كمى همراهان مهراسيد » . ب - طاغوتان اجتماع و ستمگران ، مصلح انقلابى را متّهم مىكنند و به تحقير او مىپردازند ، ( 3 ) « و مىگويند او ديوانه است - * ( وَيَقُولُونَ إِنَّه لَمَجْنُونٌ ) * » ؛ پس در اين باره خوب خوب فكر كنيد تا بدانيد كه يار و رفيق ، يعنى پيامبر شما خردى بزرگ و خلقى سترگ دارد ، و از نيّتى شايسته و هدايتى ارشادگر برخوردار است ، و هدف وى آن است كه محرومان و ستمديدگان را از چنگال ستمگران و غاصبان حقوق رهايى
هامش
« 1 » . « نهج البلاغه » / 649 ؛ « عبده » 2 / 207 .