بخشد ، و به شما بفهماند كه تبليغات گروه مستكبر و اشراف - بر ضدّ اصلاحطلبان و عدالتخواهان - همه ظاهرسازى و حقپوشى است ، چه اينان مىنگرند كه پايگاههاى اجتماعى و اقتصاديشان در شرف فرو ريختن است ، از اين رو دست به تبليغات نادرست بر ضدّ مصلح انقلابى زدهاند ، تا مگر او را از راه خود بازگردانند و فريادش را خاموش كنند ؛ پس بدانيد كه او گرفتار جنون نيست ، بلكه پيامآورى است انذارگر كه ستمكاران را از عذابى سخت بيم مىدهد ، كه در برابر ظلم و استكبارى كه در حق مردمان كردهاند بهرهء ايشان خواهد شد .
اينجا ، در بلاغت و رسايى آيه نكته اى دقيق - اجتماعى و تربيتى و سياسى و اقتصادى - وجود دارد كه در تعبير * ( « ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا . . . » ) * منعكس شده است ؛ نكته اين است كه آگاه شدن بر اينكه هدايتگر ايشان ديوانه نيست ، نيازى به تفكر ندارد ، بلكه امرى است كه تنها با نگرشى ساده آشكار مىشود . پس مقصود از اين تفكر اين است كه بينديشند در اينكه چرا دشمنان پيغمبر « ص » ( يعنى ثروتمندان و مستكبران و نيرومندان شادخوار و دستنشاندگان و كارگزاران ايشان ) ، اين تهمت را در ميان مردم پراكنده مىسازند و چرا به اين كار اقدام مىكنند ، تا مطلب آشكار مىشود ، و همگان بدانند كه اين يك تدبير و توطئه است براى منزوى ساختن حركت انقلابى فراخوان به استقرار عدالت و برانداختن اشرافيّت و ظلم .
ج - نفى مزد خواستن مادّى از مردم ، و بازگرداندن پاداش معنوى رسالت نيز به ايشان ( كه همان راه يافتن به سوى پروردگار باشد ) ، و پافشارى در اخلاص عمل براى خداى متعال و تنها از او مزد خواستن ، زيرا اوست كه آگاه است كه هر كسى در پى چه چيز است ، و هر عملكننده مىخواهد چه عملى را انجام دهد ، و هر قصدكننده چه نيّتى در دل دارد .
د - القاى حق و ايجاد راهى براى نفوذ آن در دلها و محيطها به دست
الحياة ( فارسي ) — صفحة 362
مساهمون: محمد رضا حكيمي
ص٣٦٢