و براى همين است كه مىنگريم هنگامى كه امام على بن ابى طالب « ع » - پس از يك حركت انقلابى - زمام حكومت اسلامى را به دست مىگيرد ، در نخستين گام ، به استوارسازى شالودهء « قسط » مىپردازد ، و آن سخن تاريخى خويش را فرياد مىكند ، سخنى كه پژواك آن هيچ گاه از گوش تاريخ نمىافتد ، و رنگ پر رنگ آن هيچ روز از صفحهء فجر و شفق پاك نمىشود :
حديث 1
الإمام على « ع » : و الله لو وجدته قد تزوّج به النّساء و ملك به الإماء لرددته ، فإنّ في العدل سعة ؛ و من ضاق عليه العدل فالجور عليه أضيق « 1 »
( 1 ) امام على « ع » : به خدا قسم ، اگر ببينم مالى را ( كه بناحق در اختيار آنان قرار گرفته است ) ، صرف ازدواج ( و تشكيل خانواده ) كردهاند . . . آن را به بيت المال باز مىگردانم ( و در ميان همه تقسيم مىكنم ) ؛ زيرا كه تنها در سايهء عدالت مىتوان نفس كشيد ؛ و هر كس تحمّل عدالت برايش مشكل است ، تحمّل ظلم براى او مشكلتر خواهد بود . ، و گفتهاند كه امام على « ع » ، اين سخنان را در دوّمين روزى كه - در مدينه - با او بيعت كردند گفت . آرى ، قسط و تلاش در راه اجراى آن در زندگى مردم ، و اجازه دادن به مردم كه متولَّى اجراى آن باشند ( * ( لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ) * ) ، نشانهء اصلى هر « انقلاب اسلامى » راستين ، يا « حكومت اسلامى » راستين ، يا « فقاهت قرآنى » « 2 » راستين است ؛ و جاى خالى آن را هيچ چيز ديگرى پر نخواهد كرد ، و پر نمىتواند كرد .
هامش
« 1 » . « نهج البلاغه » / 66 ؛ « عبده » 1 / 42 .
« 2 » . « بيدار باشى مهم » ( در همين فصل / 294 - 300 ) .