من لأوطان بها العسف طغى
و لأرض فوقها الفقر جثم
غير « نهج » عادل في حكمه
يرفع الحيف إذا الحيف حكم
على ، در برابر ستمگران تندرى است غرّنده ، و براى ستمديدگان پناهگاهى است استوار .
- على ، حريم مقدّس عدالت است ، كه همواره انسانيّتى و الا ، و شمشيرى و قلمى آن حريم را پاس مىدارند . . .
- سرزمينهايى را كه ستم بر آنها غلبه يافته ، و جاهايى را كه كابوس فقر بر آنها چيره گشته است ، چه كسى مىتواند نجات دهد ؟
- جز « نهج البلاغه » كه برنامهء حاكميّتى عادل است ، حاكميّتى كه بنياد ستم را - در هر جا و هر گاه - از ريشه بر مىآورد . « 1 »
3 - انقلاب عاشورا و قسط
، همهء آيات آسمانى - پس از كتابت شدن بوسيلهء كاتبان وحى در آغاز اسلام - بارى ديگر ، با خون پاك نبوى علوى فاطمى كتابت شدند ، يعنى با خون حسين « ع » و كودكان و ياران حسين ، در روز « عاشورا » ، بر لب شطَّ فرات . . . و بر روى ريگهاى داغ و خونين صحراى كربلا . . .
آن آيات زندهء فراخوان به زندگى و قسط و قسط و زندگى ، با خون پاك و پاكيزه اى بر صفحات فجر و شفق ، و بر قلَّه هاى كوهها و بر آفاق
هامش
« 1 » . واژهء « نهج » ، در اين بيت ، به صورتى مشخّص ( داخل گيومه ) آمده است ، و مىتواند منظور از آن ، « نهج البلاغه » باشد ، يا به معناى لغوى به كار رفته باشد : « جز روشى عدالتگستر در حاكميّت » - ( « صوت العدالة » 5 / 1210 .