تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
هيچ كس را به هواخواهى خود بر نمىانگيخت . ( 1 ) و معاويه بر خلاف اين بود . از اين رو مردمان على را رها كردند و به معاويه پيوستند . روزى على « ع » ، از اينكه بعضى از اصحابش او را گذاشته و به نزد معاويه گريخته‌اند ، نزد مالك اشتر گله كرد . مالك گفت : اى امير مؤمنان ! . . . توبيخ خر آنان را با عدالت مىگيرى ، و بر پايهء حق و حقوق با آنان رفتار مىكنى ، و داد افراد پايين را از بالاترها مىستانى ، و به اعيان و اشراف بهاى بيشترى نمىدهى ، براى اين است كه گروهى از آن كسان كه با تو بودند به دليل تساوى در حقوق جنجال به پا كردند و از اجراى عدالت عمومى ناشاد و ناراضى گشتند . . . امام فرمود : . . . خدا خودش مىداند كه آنان براى فرار از ستم ما را ترك نكردند ، و پس از ترك ما به عدل و دادى نيز نرسيدند . . . 20 الإمام علي « ع » - إنّ امرأتين أتتا عليّا « ع » عند القسمة ، إحداهما من العرب و الأخرى من الموالي ، فأعطى كلّ واحدة خمسة و عشرين درهما و كرّا من الطَّعام . فقالت العربيّة : يا أمير المؤمنين : إنّي امرأة من العرب و هذه امرأة من العجم ؟ فقال عليّ « ع » : و اللَّه لا أجد لبني إسماعيل في هذا الفيء فضلا على بني إسحاق . « 1 » ( 2 ) امام على « ع » - دو زن ، به هنگام تقسيم نزد على « ع » آمدند ، يكى از آن دو عرب بود و ديگرى غير عرب ؛ امام به هر يك از ايشان بيست و پنج درهم و پيمانه اى بزرگ گندم داد . زن عرب گفت : اى امير المؤمنين ! من زنى از عربم و اين زنى از عجم ؟ على « ع » فرمود : به خداى سوگند كه من در اين مال عمومى ( اموال بيت المال ) هيچ برتريى براى فرزندان اسماعيل نسبت به فرزندان اسحاق نمىبينم .
هامش
« 1 » . « وسائل » 11 / 81 .