آرى ، حق چنين چيزها و خواسته هايى را ندارند ، زيرا كه امام ما علىّ ابن ابى طالب « ع » مىفرمايد : « هر كس در راه دين مصيبتى ديده است ، بايد در اين كار خير شكيبايى ورزد ، و بر خداى بزرگ منّتى نداشته باشد » .
پس هر كس به علىّ بن ابى طالب معتقد است بايد چنين كند . . . چنان كه اين سخن ديگر آن امام نيز خواهد آمد : « آيا بر خدا و پيامبر خدا منّت داريد كه مسلمان شديد ، بلكه خداوند بر شما منّت دارد ، كه شما را هدايت كرد تا ايمان آورديد - اگر راستى راستى مؤمن باشيد » .
و در انقلابها ، مسأله اهميّتى بيشتر مىيابد ، يعنى مسألهء امتياز نخواستن ، و دنبال « پست » نبودن ، و خود و نزديكان و دوستان را در پستها آزاد نگذاشتن ، و گر نه انقلاب جز وسيله اى براى فرصتطلبان و دنياداران و دنيامداران نخواهد بود ، و ادّعاى تثبيت ارزشها از حد شعار نخواهد گذشت .
تنبيه دوم
امام « ع » در جواب آن انصارى كه به مساوى شمردن او و غلامش اعتراض داشت . . . بدين گونه استدلال نكرد كه اينها اموال بيت المال است و به صورت جيره تقسيم مىشود و فرقى در ميان افراد وجود ندارد ، نه ، بلكه « مساوات » را نتيجه اى از يك « اصل قرآنى » دانست و به آن استناد كرد كه در دين قرآن ، ميان انسان و انسانى ديگر تفاوتى وجود ندارد ، خواه اسماعيلى باشد و خواه اسحاقى ؛ و « اسماعيلى » و « اسحاقى » را بعنوان مثال ياد كرد ، يعنى ميان مردمان از لحاظ پدر و مادر و نژاد و رنگ و مليّت و سرزمين تفاوتى نيست . ملاك ، انسانيّت عام ، و همسانى در آفرينش و آفريننده است ؛ بنا بر آنچه در احاديث ديگر نيز آمده است .
و از اين تعاليم بزرگ و سازنده چنان بر مىآيد كه هدف اسلام اصيل - اسلامى كه دست امتيازطلبان و برترىجويان به آن راه نيافته باشد - تثبيت برابرى همهء انسانهاست ( كه همه از يك پدر و مادر آفريده شدهاند ، و يك خدا دارند ) ، بعنوان اصلى بنيادين . و در تعليمات پيامبر بزرگوار « ص » و امامان هادى « ع » ، ارشادهاى فراوانى براى پذيرفتن اين اصل انسانى و اسلامى بزرگ آمده است ، كه برخى در همين فصل