نگاهى به سراسر فصل
جامعهء انسانى اسلامى كه « قرآن كريم » در صدد ساختن آن است ، ناگزير بايد چنان باشد كه روابط اقتصادى آن نيز از موازين انسانى و چارچوبهاى جهت بخش اسلامى پيروى كند .
با چنين نگرشى ، آيا انگيختن مسلمان به اينكه با برادر خود مواسات كند و بخشى از مال خود را به او ببخشد ، كارى نوظهور است ؟ و آيا مىتواند اسلام چنان روا دارد كه - مثلا - يك نفر خانه اى براى خود بر روى هزار متر زمين و بيشتر بنا كند ، « 1 » و هيچ در بند مواسات با برادر خويش - كه سرپناهى براى خود و كسانش ندارد - نباشد ، و به او صد متر زمين ندهد تا اين برادر نيز خانه اى براى خود در آن بسازد ، و از در به - درى و سرگشتگى و آنچه خود و كسانش گرفتار آنند بيرون آيد ؟
پس بر ما واجب است كه خود را فريب ندهيم ، و بدقّت احاديثى را كه - به صورت نمونه - در فصل آمده است مورد ژرفكاوى قرار دهيم ، تا از اين راه نظر واقعى اسلام را در بارهء مسائل زندگى و اقتصاد و مال و رابطهء آنها با ديندارى بدرستى به دست آوريم .
آرى ، « مواسات » امرى است كه اسلام مبتنى بر برادرى به كمتر از آن رضا نمىدهد ، دينى كه همگان را به پيريزى اصل « مساوات » نيز فرا مىخواند ، كه در فصل آينده خواهد آمد .
هامش
« 1 » . برادران توانگر ! خانه هايى نيز دارند با 2 تا چند هزار متر مساحت و بيشتر بجز باغها و « ويلا » ها ؛ عجب برادريى ، عجب ؟ !