باب اللّام و الالف
لا ادرى
ملّا لا اعلم الملقّب به ملّا لا ادرى ولد ملّا لا علم لنا ، اين ملّاى مجهول الاسم متوطّن لوح محفوظ آباد ملازم نوّاب عليم اللّه خان است و ملّاى مذكور زندگى دراز يافته مدّت حياتش تا عهد انقراض صفحهء ليل و نهار مؤجّل است . كم سفينه و بياضى باشد كه اشعارش سواد برنداشته . « 1 » معلوم باد چون بعضى شعر كه در خاطر بودند و صاحب او معلوم نيست لهذا اسم مذكور قرار داده در اين باب كه مناسب اين نام است تحريرپذير شد :
بهار آتش [ روى تو ] « 2 » رشك گلزار است * در بلاق تو سيماب قايم النّار است
*
نيست فوّاره ، نخل سيراب است * بيد مجنون عالم آب است
*
خط را تراش داد جهان در مذمّت است * مصحف سپيد گشت ، نشان قيامت است
*
به پشتش سپر در كمال قبول * چو مهر نبوّت به پشت رسول
*
ما بين دو عين يار از نون تا ميم * بينى الف كشيده بر صفحهء سيم
نىنى غلطم كه از كمال اعجاز * انگشت نبى است ماه را كرده دو نيم
*
هامش
( 1 ) . روز روشن 698 : در باب لام قاضى محمّد صادق خان اختر در آفتاب عالمتاب به طريقهء مطايبه دو لفظ معهود را در تخلّص دو شاعر قرار داده بناى كلام بر ظرافت نهاده كه براى تفنّن خاطر ناظرين لطافتگزين ايرادش به لفظه ضرور افتاده : لا ادرى و لا اعلم پسران ملّا فراموش بن ملّا سهوى بن ملّا نسيان ، ساكن قصبهء ناپيداپور مضاف به صوبهء عدمآباد ، سلسلهء نسب ايشان از جانب مادر به نشناخته بيگم دختر نادان بيگم خان و از طرف پدر به ملّا معدوم متخلّص به بىنشان فرزند نوّاب سرگردان خان مىرسد و اكثرى اشعار ايشان را به نام ديگران مىخوانند و اشعار ديگران را از ايشان مىدانند و سنين عمر اين صاحبان بىحساب و بى شمار و وفات اينها بر نفخهء صور موقوف است .
( 2 ) . از روز روشن افزوده شد .