بندند ساكن گرداند . ( ) او را بر علّت خنازير نهند فايده دهد ، و چون مردى با خويشتن دارد سگان بر او نجهند . ( ) يك درم و دو درم زهرهء خروس بر پشم مالند ، و زن هفت روز برگيرد ، بعد از آن مرد با زن جمع شود بار بردارد . و چون خايهء او را بر علّت خنازير مالند متحلّل گرداند ؛ و چون يك خايهء او را به كسى دهند و باز از او بستانند ، دوستى عظيم حاصل شود او را . و چون از گردن كودك فرو بياويزند ، دندانش بىدرد برآيد . ( ) كسى از خود درآويزد كه درد سر دارد [ 23 ر ] ساكن شود . و چون كسى را درد گوش بود در گوش نهد ساكن شود ، و چون از آن طرف كه دندان درد كند در گوش نهند ، درد ساكن گرداند . سرگين او را خشك گر [ د ] انند و بكوبند و با روغن گل طلى كنند بر قضيب ، و مجامعت كنند لذّت تمام يابند و قوّت زياده حاصل شود . سر دنبال او را مرد با خويش دارد بر مجامعت قوّت دهد ؛ موى او را بر آتش نهند و دود كنند و كسى كه علق برداشته باشد ، دهان باز كند تا دود به علق رسد ، در زمان بيفتد و سست شود .
صورت شغال
شغال را حيلت و چاره بسيار است ، و خاصيّتى طرفه دارد با مرغ خانگى كه اگر بر درخت و جايگاهى بلند نشسته باشند ، چندانك باشد ، شغال به زير آن رود و نيك در مرغان نگاه كند . چون چشم شگال بديدند تمامت در زير افتند و يكى بر جاى نمانند . طرفه حيلتى سازد در گرفتن مرغانى جايگاهى نشسته . [ 23 پ ]