مقالت دوم اندر منافع چهارپايان و بهايم
هيچ جانورى بچّه را به يكبارگى از شير بازنگيرد ، و چون دانست كه بچّه قوّت گرفت و زاد حاصل تواند كرد ، به تدريج شير را گاهگاه باز مىگيرد و رها نكند كه خورد هر وقت ، پس به يك بار باز برد . هر چهارپاى كه رود يك دست پيش نهد ، آنگاه آن پاى مخالف ، ديگرباره دست ، آنگاه پاى . هم چنانك مار هر سال موى بازگذارد ؛ و ديگر حيوان را باشد همچنانك گاو كوهى سرو بيفگند ؛ و مرغ پر بيندازد . و از ددان بسيارند كه بر گوسفند قوّت دارند ، لكن گوسفند از هيچ چنان نترسد كه از گرگ ، همچنانكه مرغ خانگى از شغال ، و خر از شير و موش از گربه .
و بر زمين از همه جانوران قوىتر و با هيبتتر شير است ، و بر هوا عقاب ، و در آب نهنگ . مردم را مژهء زيرين و زبرين باشد ، و ديگر جانوران را جز مژهء زيرين ندارند . و هركدام جنس را كه گوش پيدا باشد بچه كند ، و هركدام را گوش پوشيدست و پيدا نباشد خايه نهد .
هر جنسى كه شكنبه دارد نشخوار زند .