آنگه پر برآورند و بپرند . ملخ را دو دست باشد و دو پاى مانند ارّه ، و اعتماد بر آن دارد . ملخ خرد از صحرا خواهند كه به آبادانى آيند و رود آب در پيش باشد ، يكديگر را پل سازند و درهم آويزند و در پهناى آب گذر كنند .
و ملخ درازپاى را بر خداوند تب چهارم بندند زايل شود . خايهء ملخ را ( ) بر دست بيفشارند تا گداخته شود ؛ و سه روز بر كلف روى بمالند بركند . و جنسى كه قلقند خوانند نافع بود چون بخورند استسقا را ، و اگر دود كنند سود دارد تقطير بول را ، و نوعى كه دبا خوانند اگر به آب و نمك بخورند سود دارد رطوبت معده را ، و بلغم را قطع كند و شهوت را برانگيزد .
و جراد بقل چون پخته گردانند با روغن سود دارد كسى را كه هوام و حشرات زهرناك زده باشد . چون طلى كنند بر آن موضع و بر كسى بندند تب غب بازدارد .
القول فى ذكر الذباب
مگس در خانهاى كه كما نهاده باشد در نرود همچنانك كه سام ابرص در خانه نشود كه زعفران نهاده باشند . هركه را سام ابرص بگزد ، او را از مگس نگه بايد داشت تا بر او ننشيند ، و مگس طلب پشهء خرد كند و بخورد [ 83 ر ] .
« 1 » وزين سبب بر زاويههاى خانه نشيند . و آفرينش مگس بعضى از
هامش
( 1 ) . برگهاى 83 پ و 84 ر به خط نستعليق نگاشته شده است ، ولى عنوان همانند عنوانهاى پيشين و به يك قلم است .