علق در او باشد نفخ گردانند علق بيندازد .
و پشهها نيز در سركه و عسل اندازند و بر كلف طلى كنند بركند ؛ و اگر با روغن آميخته گردانند و در پيسى مالند رنگ بگرداند و نافع بود جهت علق كه پوست از تن بازگرداند ، چون در او مالند و بر بالو مالند بركند و نافع بود كسى را كه سگ ديوانه يا عضايه گزيده باشد . و اگر هفت عدد پشهء بزرگ را دست و پاى جدا گردانند و در آب كسى بخورد كه استسقا دارد نافع بود ؛ و اگر يكى از پشههاى بزرگ به آب بخورد بول آرد ؛ و اگر با بوره و آرد سحق گردانند تا مرهم گردد و بر دنبلى نهند كه سخت باشد متحلّل گرداند .
مردم هشيوار در آفرينش پيل عجب مىمانند و در پشه نگه نمىكنند كه از همه عجبتر است . پيل با بزرگى تن چهار دست و پاى دارد و خرطوم و دنبال ، و پشه با خردى ششپاى و چهارپر و خرطوم و دنبال ، و بدان خردى شكم و آلات و ديگر آلات دارد كه به چشم در نتوان يافتن ؛ و از او پيل به رنج اندر است و پشه بر او مسلّط ، و آفرينش او از عفونى است و آب و پليدى .
ترمس در آب بخيسانند سه روز و آب را در ديوار خانه بمالند تمامت بروند و از بوى زيره بگريزند . ( ) چون به مثانه رسد ريش گرداند و خون بيارد و گميز ببندد ، و چشم باريك گرداند ، و آنچه از گندم خيزد آن با بندهاى ملوّن باشد اگر با سركه بجوشانند يا با روغن گاو پخته گردانند و در چشم كشند ، ناخنه و جرب را ببرد ، و آنچ سرخ باشد ذوروج گويند بر خداوند تب بندند زايل گرداند . زن بىنماز برهنه بر جايگاه ذراريح نشيند تمامت بميرند ، و آنچ از گورستان خيزد در سركه كنند و در روى مالند كلف بركند . ( ) بر خايه كردن و
منافع حيوان ( فارسى ) — صفحة 181
مساهمون: محمد روشن
ص١٨١