قوت زاد نهادن همه باهم يا در يكديگر باشد و يك سال زنده مانند و چيزى سپيد از ايشان بيفتد خايه گردد آنگاه مورچه شود ، و ايشان را جفت گرفتن نيست . « 1 » [ 84 ر ]
القول فى ذكر الخنفساء
( ) دو خنفسا كه از ميان بيرون آيد دختر ، و اگر درماند پسر ، جهت آنك شير پسر سطبر باشد و از آن دختر تنك . خنفسا را با گزدم دوستى باشد و باهم انس گيرند . خنفسا با جعل جفت شود و از آن جنسى پيدا آيد ( ) علف شتر بخورد تا سرگين زنده بيرون آيد ، امّا شتر بميرد . خنفسا را در ميان گل و بوى خوش بيندازند بميرد ، و اگر بر هوا اندازند در حال بميرد ، و چون در حقّهء عاج كنند سرش بگيرند سرخ گرداند .
و اگر بريان كنند ، روغن آن بر بواسير مالند فايده دهد . برگ چنار بسوزانند خنفسا تمامت بروند ، و اگر با زيت بجوشانند در روغن ( ) دردناك چكانند ساكن گرداند . چون سرش را بزنند و ( ) در شكمش كنند ، و از آن آب كه برآيد در چشم كشند شبكورى آرد .
( ) سرهاى خنفسا در برج كبوتران نهند ( [ ) 84 پ ] .
* * *
هامش
( 1 ) . برگ 84 ر نيز : « و اگر خرد . . . » ميان دو ستاره به خط نستعليق نوشته شده است ، و از آن پس برگى كه در نسخه ، برگ پايانى به نظر مىآيد ، با خط نسخ - نگارش تمام كتاب - نوشته شده است ! پيداست تداوم مطلب گسيخته است .